خلاصه داستان: رضا و دوستش منصور که به کیف قاپی مشغول هستند از طریق مادرش متوجه می‌شود که دختر فردی پولدار نذر کرده‌است که با یک جانباز ازدواج کند به همین دلیل رضا تصمیم می‌گیرد خود را به دختر نزدیک کند تا بتواند با وی ازدواج کند. 72